![]() |
![]() |
|
| گفتار نیک پندار نیک کردار نیک |
|
ما آدم ها خودمون هم دوست داریم که همیشه یا فریب بدیم یا فریب بخوریم.وقتی من به کس دیگه ای دروغ بگم اصلاْ مهم نیست اما وای به روزی که یکی به من یه دروغ کوچیک بگه.زمین و زمان رو به هم میدوزیم.بی خیال. این داستان رو بخونین و یه کمی بهش فکر کنین.
مزدا 323 قرمز رنگ، تا به نزديكي دختر جوان رسيد به طور ناگهاني ترمز كرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حركت ايستاد ، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جايي كه پنجره جلو دقيقا روبروي دختر جوان قرار گرفت . اين اولين خودرويي نبود كه روبروي دختر توقف مي كرد ، اما هريك از آنها با بي توجهي دختر جوان ، به راه خود ادامه مي دادند . دختر جوان، مانتوي مشكي تنگي به تن كرده بود كه چند انگشتي از يك پيراهن بلند تر بود . شلواري هم كه تن دخترك بود ،همچون مانتويش مشكي بود و تنگ مي نمود كه آن هم كوتاه بود و تا چند سانتي پايين تر از زانو را مي پوشاند . به نظر مي آمد كه شلوار به خودي خود كوتاه نيست و انتهاي ساق آن به داخل تا شده . دختر جوان نتوانست اهميتي به مزداي قرمز رنگ ندهد . سرش را به داخل پنجره خم كرد و به راننده گفت :" بفرماييد؟" . مزدا مسافري نداشت . راننده آن پسر جوان و خوش چهره اي بود كه عينك دودي ظريفي به چشم داشت . پسر جوان بدون معطلي و با بياني محترمانه گفت : " خوشحال ميشم تا جايي برسونمتون". دختر جوان گفت : " صادقيه ميرما". پسر جوان بي درنگ سرش را به نشانه تائيد تكان داد و پاسخ داد : " حتماً، بفرماييد بالا ". دخترك با متعجب ساختن پسر جوان، صندلي عقب را براي نشستن انتخاب كرد .چند لحظه اي از حركت خودرو نگذشته بود كه دختر جوان ، در حالي كه روسري كوچك و قرمز خود را عقب و جلو مي كشيد و موهاي سرازير شده در كنار صورتش را نظم مي داد ،گفت :" توي ماشينت چيزي براي گوش كردن نيست " |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 10:52 توسط عصیانگر |
|
|
فتو شاپ : دو بار زدن علامت بزرگ نمايی اندازه ی تصوير را به حالت 100 درصد بر می گرداند . با زدن alt و کليک در حالتيکه که ابزار بزرگ نمايي انتخاب شده باشد می توان اندازه ی تصوير را تغيير داد . برای برگردان عکس به اندازه ی واقعی : کليک روی گزينه ی actual pixel
همچنين می توان در منوی view گزينه ی actual pixel را انتخاب کرد.
برای حرکت در محدوده ی تصوير : 1. استفاده از ابزار دست 2. استفاده از فلش های مکان نما 3. پائين نگه داشتن کليد space و کليک روی تصوير برای نمايش کامل تصوير : زدن دوبار ابزار دست تصوير را به حالت نمای کامل می برد و همچنين زدن گزينه ی view è fit on screen
برای شبکه بندی تصوير : کليک روی خط کش ها و کشيدن آنها روی تصوير View è ruler è يا استفاده از view è show è grid
برای برگرداندن تصوير به حالت اوليه : File è revert برای اعمال مجدد تغييرات : Edit è undo revert برای تغيير تفکيک پذيری تصوير : image è image size برای حذف حاشيه های اضافی تصوير : نقاط مورد نظر را حذفimage è trim è برای افزودن حاشيه ی خالی به تصوير : Image è convas size è جهت افزودن حاشيه ها را با فلش ها مشخص می کنيم
برای غير فعال کردن قسمت انتخاب شده : Ctrl + D OR select è Deselect برای حرکت دادن محدوده ی انتخاب شده : با انتخاب ابزار حرکت و پائين نگه داشتن کليد shift و حرکت دادن ماوس روی تصوير .
برای کپی کردن محدوده ی انتخاب شده : با انتخاب ابزار حرکت و پائين نگه داشتن کليد alt و حرکت دادن محدوده ی انتخاب شده تا مکان مورد نظر . برای چرخش محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è rotate برای تغيير سايز محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è scale با پائين نگه داشتن کليد shift می توان اضلاع را به يک نسبت افزايش يا کاهش داد. برای تغيير شکل محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è distort برای کاهش لبه های انتخاب : Select è feather è تعداد پيکسل مورد نظر برای جدا کردن قسمت خاصی از تصوير : رنگ زدن محدوده ی مورد نظر با ابزار ماژيک به صروت يک کادر بسته و استفاده از ابزار سطل برای رنگ زدن داخل کادر و زدن Filter è extract è ok برای حرکت دادن محدوده ی انتخاب شده : همزمان با کليک روی ابزار حرکت و حرکت دادن آن روی تصوير کليد shift را پائين نگه می داريم . برای کپی کردن محدوده ی انتخاب شده : با حرکت دادن ابزار حرکت روی تصوير و پائين نگه داشتن کليد alt اين کار ميسر است . برای چرخش محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è rotate برای تغيير سايز محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è scale پائين نگه داشتن کليد shift باعث می شود تا طول و عرض به يک اندازه افزايش يابد. برای تغيير شکل محدوده ی انتخاب شده : Edit è transform è distort برای کاهش لبه های انتخاب : Select è feather è تعداد پيکسل مورد نظر برای جدا کردن قسمتی از تصوير : Filter è extract è محدوده ی مورد نظر را با ابزار ماژيک به صورت يک کادر بسته رنگ مي زنيم و سپس با ابزار سطل داخل کادر را رنگ می زنيم و دکمه ی Ok را می زنيم . برای تغيير رنگ پس زمينه : با ابزار قطره چکان روی رنگ مورد نظر در تصوير کليک مط کنيم . برای تغيير رنگ پيش زمينه کافيست کليد alt را پائين نگه داريم . برای رسم خطوط راست بر روی تصوير : با انتخاب ابزار مداد و پائين نگه داشتن کليد shift و کليک بر روی تصوير می توان خطوط راست ترسيم کرد. برای رنگ زدن محدوده ی مورد نظر : Edit è fill è ابزار سطل برای کشيدن حاشيه اطراف محل انتخاب شده : Edit è stroke è inside برای تبديل يک تصوير به طرح ابزار مارکی : پس از انتخاب محدوده ی مورد نظر ç edit è define pattern برای تنظيم روشنايی و وضوح تصوير : Image è adjustment è contrast / bright ness برای تنظيم وضوح به صورت خودکار : Image è adjustment è auto contrast برای کم رنگ کردن محدوده ی انتخاب شده : استفاده از ابزار dodge tools برای پر رنگ کردن محدوده ی انتخاب شده : استفاده از ابزار burn tools برای تبديل تصوير به حالتی شبيه نگاتيو عکاسسی : Image è adjustment è invert برای تنظيم وضوح و رنگ : Image è adjustment è level Image è adjustment è hue / saturation برای تبديل يک عکس رنگی به سياه و سفيد : Image è adjustment è desaturate برای تنظيم تعادل رنگ تصوير : Image è adjustment è color balance برای ايجاد حالت های رنگی مختلف : Image è adjustment è variation برای تطبيق رنگ دو تصوير با هم : Image è adjustment è match color تصحيح سايه ها و روشنايی تصاوير: Image è adjustment è shadow / highlight |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 8:41 توسط عصیانگر |
|
|
یه شب که من حسابی خسته بودم همین جوری چشام رو بسته بودم سیاهی چشام یه لحظه سر خورد یه دفعه مثل مرده ها خوابم برد تو خواب دیدم محشر کبری شده محکمه ی الهی بر پا شده خدا نشسته، مردم از مرد و زن ریدف ردیف مقابلش واسادن چرتکه گذاشته و حساب می کنه به بنده هاش عتاب خطاب می کنه می گه چرا این همه لج می کنید راهتون رو بی خودی کج می کنید آیه فرستادم که آدم بشید با دلخوشی کنار هم جمع بشید دلای غم گرفته رو شاد کنید با فکرتون دنیا رو آباد کنید عقل دادم برید تدبر کنید نه اینکه جای عقل رو کاه پر کنید من بهتون چقدر ماشاءالله گفتم نیافریده بارک الله گفتم من که هواتون رو همیشه داشتم حتی یه لحظه گشنه تون نذاشتم اما شما بازی نکرده باختید نشستید و خدای جعلی ساختید هر کدوم از شما خودش خدا شد از ما و آیه های ما جدا شد یه جو زمین و این همه شلوغی این همه دین و مذهب دروغی حقیقتاً شماها خیلی پستین خر نباشین گاو رو نمی پرستین از توی جمع یکی بلند شد ایستاد بلند بلند هی صلوات فرستاد از اون قیافه های حق به جانب هم از خودی شاکی هم از اجانب گفت چرا هیچکی روسری سرش نیست پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست چرا زن ها این جوری بد لباسن مردای غیرتی کجا پلاسن خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن اینجا که فرقی ندارن مرد و زن یارو کنف شد ولی از رو نرفت حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت چشاش می چرخه ، نمی دونم چشه آهان می خواد یواشکی جیم بشه دید یه کمی سرش شلوغه خدا یواش یواش شد از جماعت جدا با شکمی شبیه بشکه ی نفت یه هو سرش رو پائین انداخت و رفت قراول ها چند تا بهش ایست دادن یارو وانساد تا جلوش واسادن فوری در آورد واسه شون چک کشید گفت ببرین وصول کنین خوش بشید دلم برای حوریا لک زده دیر برسم یکی دیگه تگ زده اگه نرم حوریه دلگیر می شه تو رو خدا بذار برم دیر می شه قراول حضرت حق دمش گرم با رشوه ی خیلی کلون نشد نرم گوشای یارو رو گرفت تو دستش کشون کشون برد و یه جایی بستش رشوه ی حاجی رو ضمیمه کردن توی جهنم اونو بیمه کردن حاجیه داشت بلند بلند غر می زد داشت روی اعصاب ها تلنگر می زد خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی یه خورده هم حبس نفس کن حاجی این همه آدم رو معطل نکن بگیر بشین اینقده کل کل نکن یه عالمه نامه داریم نخونده تازه هنوز کرات دیگه مونده نامه ی تو پر از کارای زشته کی به تو گفته جات توی بهشته بهشت جای آدمای باحاله ولت کنم بری بهشت، محاله یادته که چقدر ریا می کردی بنده های ما رو سیاه می کردی تا یه نفر رو دور و ورت می دیدی چقدر ولالضالین رو می کشیدی این همه که روضه و نوحه خوندی یه لقمه نون دست کسی رسوندی خیال می کردی ما حواسمون نیست نظم و نظام هستی کشکی کشکیست هر کاری کردی بچه ها نوشتن می خوای برو خودت ببین تو زوم کن خلاصه وقتی یارو فهمید اینه بازم درست نمی تونست بشینه کاسه ی صبرش یه دفعه سر می رفت تا فرصتی گیر میاورد در می رفت قیامته اینجا، عجب جائیه جون شما خیلی تماشائیه از یه طرف کلی کشیش آوردن کشون کشون همه رو پیش آوردن گقتم اینا رو که قطار کردن بیچاره ها مگه چیکار کردن مأموره گفت می گم بهت من الان مفسد فی الارض که می گن همین هان گفت اینا بهشت فروشی کردن بی پدرا، خدا رو جوشی کردن به نام دین حسابی خوردن اینها کفر خدا رو درآوردن اینها بدجوری ژاندارک رو اینا چزوندن زنده توی آتیش اونو سوزوندن توی زمین خدایی پیشه کردن خون گالیله رو تو شیشه کردن اگه بهش بگی کلات رو صاف کن بهت می گه بشین و اعتراف کن همیشه در حال نظاره بودن شما بگو ، اینا چکاره بودن خیام اومد، یه بطری هم تو دستش رفت و یه گوشه ایی گرفت نشستش حاجی بلند شد با صدای محکم گفت این آقا باید بره جهنم خدا بهش گفت تو دخالت نکن به اهل معرفت جسارت نکن بگو چرا به خون این هلاکی اینکه نه مدعی داره نه شاکی نه گرد و خاک کرده و نه هیاهو نه عربده کشیده و نه چاقو نه مال این، نه مال اونو برده فقط عرق خریده رفته خورده آدم خوبیه ، هواشو داشتم اینجا خودم براش شراب گذاشتم یه هو شنیدم ایست خبردار دادن نشسته ها بلند شدن واسادن حضرت اسرافیل از اونور اومد رفت روی چهارپایه و چند تا صور زد دیدم دارن تخت روون میارن فرشته ها رو دوششون میارن مونده بودم که این کیه خدایا تو محشر این کارا چیه خدایا فکر می کنید داخل اون تخت کی بود الان می گم ، یه لحظه ، اسمش چی بود همون که کارش عالی بود همون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد همون که این لامپ ها رو اختراع کرد همون که کارش عالی بود، اون دیگه بگید بابا ، توماس ادیسون دیگه خدا بهش گفت دیگه پائین نیا یه راست برو بهشت پیش انبیا وقت رو تلف نکن، توماس زود برو به هر وسیله ای اگر بود برو از روی پل نری، یه وقت میوفتی می گم هوایی ببرند و مفتی باز حاجی ساکت نتونست بشینه گفت که مفهوم عدالت اینه توماس ادیسون که مسلمون نبود این بابا اهل دین و ایمون نبود نه روضه رفته بود نه پای منبر نه شمر می دونست چیه نه خنجر یه رکعت هم نماز شب نخونده با سیم میماش شب رو به صبح رسونده حرفای یارو که به اینجا رسید خدا یه آهی از ته دل کشید حضرت حق خودش رو جابجا کرد یه کم به این حاجی نگاه نگاه کرد از اون نگاه های عاقل اندر سفیهش رو باید بیارم اینور |